تولدت مبارک گل نازم
سلام گل کوچولو
خوبی مامانی؟ دلم تنگته گل من خیلییی تنگ
دلم برای روزای داشتنت تنگ شده برای وول وول خوردنای تو دلم دلم تنگ شده
دلم تنگ شده برای روزایی که داشتمت برای روزایی که دستمو میزاشتم رو شکممو تو نشون
میدادی خودتوم تنگ شده برای همه حسای قشنگی که با بودنت داشتم
مامانم عسلم عشقم امیدم نفسم همه کسم
تولدت مبارک
مامانی امروز باید کلی تدارک میدیدم باید کلی اماده میشدم باید خونه رو تزیین میکردم
اخه فردا روز بزرگیه فردا تولدته مامانم
اخخخخخ اخ که چقدر امروز ساکتو بی روحه خونمون مگه اینطوریه روز قبل تولد؟؟!
مگه نه اینکه باید کلی استرس داشته باشم که همه چیز عالی باشه ؟؟؟ چرا من اینطوریم؟؟؟
نیستییییی نه تو نیستی اخ خدااااااا چرا دخترم نیست؟؟؟
طلای نابم یکسالگیت مبارک مامانی
یکسال گذشت یکسال با درددددد گذشت یکسال با غم گذشت یکسال باداغغغغ گذشت
یکسال با حسسسسرت گذشت حسرت داشتنت بغل کردنت بوسیدنت بوییدنت
اره یکسال شد قد یه عمررررر گذشت
مامانی هر بار تو این یکسال اومدی بخوابم با این که بیش از سه چهار بار نشده
ولی هربار بزرگ شده بودی غنچه بودی باز شده بودی ای خدا چی میشد تو بغلم بزرگ میشدی مامانم؟
نیستی داغت بدلم مونده بد داغی رو دلم مونده
دقیق ثانیه به ثانیه پارسال اینموقع هارو یادمه
امیدم به این بود تو بیمارستان همه چی قراره درست بشه نمیدونستم چند ساعت دیگه امیدام
همه ناامید میشه باغ ارزوهام همه ویرانه میشه اییییی خدا شکرتتتتت
چقدرررر تا صبح زجه زدم چقدر تا صبح به همه متوسل شدم چقدر همه رو پیش خدا واسط
ه کردم که بمونی ولی تو دلت غرقققق رفتن شده بودتموم فکر و ذهنت اسمونی شدن شده بود
خدا بزرگه کاششش اونروز منم برده بودی بی انصاف
کاش تنهام نمیزاشتی ...
یکسال گذشته تمام ارزوهام یکساله که روی ابرا داره بزرگ میشه بدون اینکه بتونم ببینمش
دختر قشنگم ارزوی رفته ی من یکسالگیت مبارک گل نازم یسنا ی من بیا بخوابم تنهام تنهاترم نکن هنوزم بیشتر از جونم دوست دارم مامانم

تولدت مبارک گل نازم 
