نینی عاشق و نینیش و باباش

تولدت مبارک گل نازم

1393/9/12 9:34
نویسنده : نینی عاشق
838 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل کوچولو

 

خوبی مامانی؟ دلم تنگته گل من خیلییی تنگ

 

دلم برای روزای داشتنت تنگ شده برای وول وول خوردنای تو دلم دلم تنگ شده

 

دلم تنگ شده برای روزایی که داشتمت برای روزایی که دستمو میزاشتم رو شکممو تو نشون

 

میدادی خودتوم تنگ شده برای همه حسای قشنگی که با بودنت داشتم

 

مامانم عسلم عشقم امیدم نفسم همه کسم

                     

                           تولدت مبارک

 

مامانی امروز باید کلی تدارک میدیدم باید کلی اماده میشدم باید خونه رو تزیین میکردم

 

اخه فردا روز بزرگیه فردا تولدته مامانم

 

اخخخخخ اخ که چقدر امروز ساکتو بی روحه خونمون مگه اینطوریه روز قبل تولد؟؟!

 

مگه نه اینکه باید کلی استرس داشته باشم که همه چیز عالی باشه ؟؟؟ چرا من اینطوریم؟؟؟

 

نیستییییی نه تو نیستی اخ خدااااااا چرا دخترم نیست؟؟؟

 

طلای نابم یکسالگیت مبارک مامانی

 

یکسال گذشت یکسال با درددددد گذشت یکسال با غم گذشت یکسال باداغغغغ گذشت

 

یکسال با حسسسسرت گذشت حسرت داشتنت بغل کردنت بوسیدنت بوییدنت

اره یکسال شد قد یه عمررررر گذشت

مامانی هر بار تو این یکسال اومدی بخوابم با این که بیش از سه چهار بار نشده

 

ولی هربار بزرگ شده بودی غنچه بودی باز شده بودی ای خدا چی میشد تو بغلم بزرگ میشدی مامانم؟

 

نیستی داغت بدلم مونده بد داغی رو دلم مونده

 

دقیق ثانیه به ثانیه پارسال اینموقع هارو یادمه

 

امیدم به این بود تو بیمارستان همه چی قراره درست بشه نمیدونستم چند ساعت دیگه امیدام

 

 

همه ناامید میشه باغ ارزوهام همه ویرانه میشه اییییی خدا شکرتتتتت

 

چقدرررر تا صبح زجه زدم چقدر تا صبح به همه متوسل شدم چقدر همه رو پیش خدا واسط

 

ه کردم که بمونی ولی تو دلت غرقققق رفتن شده بودتموم فکر و ذهنت اسمونی شدن شده بود

 

خدا بزرگه کاششش اونروز منم برده بودی بی انصاف

کاش تنهام نمیزاشتی ...

یکسال گذشته تمام ارزوهام یکساله که روی ابرا داره بزرگ میشه بدون اینکه بتونم ببینمش

 

دختر قشنگم ارزوی رفته ی من یکسالگیت مبارک گل نازم یسنا ی من بیا بخوابم تنهام تنهاترم نکن هنوزم بیشتر از جونم دوست دارم مامانم

 

 

پسندها (1)

نظرات (4)

zahra1367
12 آذر 93 14:07
عزییییییزم زهرا جووونم چرا اینقدرخودتو زجرمیدی؟نمیگم سخت نیست..سخته..ولی گذشته هاگذشته..دیگه بهش فکرنکن دوستم..به روزای خوبی که دراینده درپیش داری فکرکن..توکل وامیدت بخداباشه...انشالله ایندفعه نینی توسالم وسلامت بغل میگیری وتلخی های گذشته جاشوبه شیرینی خنده های بچت میده...من همیشه دعاگوتم زهرایی...فقط توروخدا دیگه به گذشته فکرنکن....دوست دارم
فروشگاه دایانا
13 آذر 93 9:50
عزیزم... متاسفم... سعی کن به زندگی برگردی و این قدر به او فکر نکنی که در آینده که مامان شدی سالم باشی. سلامتیت رو نگه دار در آینده حسرت می خوری که چرا این قدر خودت رو اذیت کردی. برایت صبر و ارامش آرزو دارم هر وقت فرصت داری به سایت من سر بزن کمک بزرگیه چون من بازاریابی می کنم. ممنونم
مامی حنان(وبلاگ روچک)
13 آذر 93 9:58
سلام عزیزم.نمی خوام مثل بقیه با حرفام تسکینت بدم.اما هرچی خدابخواد همونه.دلتو بزار پیش مادرایی که بچشون جلو چشمشون داره پرپر میشه.بیمارهای خاص.صبورباش و به آینده ی روشن فکرکن.توبازم مامان میشی.حتمآخودت هم خیلی خوبی که جلو چشم خدایی و امتحانت میکنه.امیدت به خداباشه.
رخساره
14 آذر 93 10:01
سلام زهرا جوووووونم عزیزم نینی گولوت مبارک خوشگلم نینی گولو میگه مامانی بغلتو باز کن که باید بغلم کنی هاااااااا